تبليغاتX
اتاق آبي من
اتاق آبي من
سلام دوستان ؛ اینم یه پست جدید که با حال و هوای این روزها چندان بدون ارتباط نیست !!!

امیدوارم مورد قبولتون واقع بشه و خوشتون بیاد

زندگیتون سرشار از شادی و امید

امضاء : رهگذر کوچه های بارانی


طریقه درس خواندن در دانشگاه های ایران 
[تصوير: f3su4o.gif]

شروع ترم

[تصوير: 2vuc754.gif]

یک هفته بعد از شروع ترم

[تصوير: 2anww4.gif]

دو هفته بعد از شروع ترم

[تصوير: 2q8rivq.gif]

قبل از میان ترم

[تصوير: 143fjty.gif]

در طول امتحان میان ترم

[تصوير: 20959mr.jpg]

بعد از امتحان میان ترم

[تصوير: 344cd5l.gif]

قبل از امتحان پایان ترم

[تصوير: ehesxt.gif]

اطلاع از برنامه پایان ترم

[تصوير: 9r3q8i.gif]

هفت روز قبل از پایان ترم

[تصوير: 122osw6.gif]

شش روز قبل از پایان ترم

[تصوير: ogjree.jpg]

پنج روز قبل از پایان ترم

[تصوير: iy0hkz.gif]

چهار روز قبل از پایان ترم

[تصوير: 167429v.gif]

دو روز قبل از پایان ترم

[تصوير: 2lj6nna.jpg]

یک روز قبل از پایان ترم

[تصوير: xm1xe8.gif]

شب قبل از امتحان

[تصوير: iwrdwy.gif]

یک ساعت قبل از امتحان

[تصوير: 69j7yx.gif]

در طول امتحان

[تصوير: 4hqjar.jpg]

هنگام خروج از سالن امتحان

[تصوير: 20959mr.jpg]

بعد از امتحان

نوشته شده در تاريخ سه شنبه نوزدهم آبان 1388 توسط  |
ماه من ، غصه چرا ؟
آسمان را بنگر ، که هنوز، بعد صدها شب و روز مثل آن روز نخست گرم وآبی و پر از مهر ، به ما می خندد
یا زمینی را که، دلش ازسردی شب های خزان نه شکست و نه گرفت بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید
ودر آغاز بهار ، دشتی از یاس سپید زیر پاهامان ریخت ، تا بگوید که هنوز، پر امنیت احساس خداست
ماه من غصه چرا !؟
تو مرا داری و من هر شب و روز ، آرزویم ، همه خوشبختی توست
ماه من ! دل به غم دادن و از یاس سخن ها گفتن کارآن هایی نیست ، که خدا را دارند
ماه من ! غم و اندوه ، اگر هم روزی، مثل باران بارید یا دل شیشه ای ات ، از لب پنجره عشق ، زمین خورد و شکست،
با نگاهت به خدا ، چتر شادی وا کن وبگو با دل خود ،که خدا هست ، خدا هست
او همانی است که در تار ترین لحظه شب، راه نورانی امید نشانم می داد
او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد ، همه زندگی ام ،غرق شادی باشد
ماه من......!!!
غصه اگر هست ! بگو تا باشد معنی خوشبختی ، بودن اندوه است
این همه غصه و غم ، این همه شادی و شور چه بخواهی و چه نه ! میوه یک باغند
همه را با هم و با عشق بچین ولی از یاد مبر،
پشت هرکوه بلند ، سبزه زاری است پر از یاد خدا و در آن باز کسی می خواند ،
که خدا هست ، خدا هست و چرا غصه ؟ چرا !!!!؟

 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 توسط ساره |
سلام.

يه مدت بود حالو حوصله ي وبلاگو نداشتم.سعي ميكردم براي وقت تلف كردن بيامو يه متن قشنگي رو كه به ذهنم ميرسيد رو تو وبلاگ بذارمو برم.اكثرا هم حال نداشتم برم كسي رو خبر كنم كه من آپم.كلا از اين جمله خوشم نمياد.مخاطبانم هم كمتر شده بودن ولي انگار برام زياد مهم نبود.

امروز با دو روز تاخير اومدم تا يه متني رو بذارم كه دست نوشته ي خودم بود.شايد يه خبر خوب كه توي اين چند وقت كه براي من كسل كننده بود اين يه مسكني شده بود براي ذهن داغون من.جمعه ١٣٨٨/٨/٨تولد امام هشتم جوري بود كه هر ٢٠٠٠هزار سال يه همچين اتفاقي ميفته اولا تولد امام هشتم را با دو روز تاخير به همتون تبريك ميگم.دوما ميخواستم بگم كه توي اين روز مبارك و استثنايي خواهر گل من كه برام خيلي عزيزه و عاشقشم عقدش بود.واقعا بهش حسوديم ميشه كه بهترين و زيباترين روز زندگيش يه همچين روزه مبارك و استثنايي بودش.از همين جا بهش تبريك ميگم و براش آرزوي خوشبختي ميكنم.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم آبان 1388 توسط ساره |
Blog Skin